در این مقاله قصد داریم به بررسی جایگاه و تاثیر بوم دیجیتال مارکتینگ در اکو سیستم استارتاپ ها و تاثیر آن بر میزان موفقیت یک استارتاپ بپردازیم.

تعریف استارتاپ چیست؟

به طور خلاصه می توان از یک استارتاپ به عنوان یک ایده خام و اولیه نام برد که به مرور زمان و با قرار گرفتن در بوم مدل کسب و کار تست می شود و می تواند به خروجی های مطلوب برسد و یا با شکست مواجه شود
درواقع یک استارتاپ بر اساس یکسری حدس های اولیه شروع با یک نمونه پروتوتایپ و یا MVP تست میشود و در صورت موفقیت تست اولیه، شروع پیاده سازی نسخه جدی آن را توسط یک تیم شاهد خواهیم بود.

می توان گفت تا زمانی که یک ایده در بیزینس مدل یک تیم در حال بررسی است و به خروجی و نتیجه ثابتی نرسیده است، آن تیم همچنان یک استارتاپ نامیده می شود  و به یک شرکت تبدیل نشده است.
پس تا زمانی که یک بیزینس مدل در دست یک تیم استارتاپی است و تکمیل نشده و درواقع بیزینس مدل به وضعیت ثبات نرسیده است، می توانیم بگوییم آن شرکت و تیم همچنان یک استارتاپ می باشد.

چه زمانی یک بیزینس مدل به وضعیت ثبات و اجرا نزدیک می شود؟

اگر در یکی از این حالت ها و یا موارد مشابه در طراحی بوم مدل کسب و کار خود قرار دارید، بیزینس مدل شما همچنان به وضعیت ثابتی نرسیده است و اصطلاحا نشده است.

  • مشتری هدف شما مشخص نیست
  • روش های کسب در آمد شما مشخص نیست
  • دقیقا مشخص نیست که شما چه ارزشی را ایجاد می کنید
  • نمی دانید از چه طریقی ارزش خود را به دست مشتری برسانید
  • و هر مورد دیگریکه می تواند در بوم مدل کسب و کار شما یک علامت سوال باشد.

توجه داشته باشید اگر بوم مدل کسب و کار شما به ثبات رسیده باشد و یک Product/Market Fit (بدین معنی که راه حل شما مورد نیاز بخشی از جامعه و یا گروهی از مردم است که حاضر هستند بابت این راه حل به شما هزینه ای بپردازند (همخوانی محصول – بازار)) پیدا کرد به بیان دیگر، یعنی مشخص شد شما چه Value یا ارزشی را تولید می کنید و ارزش شما چه مشکل ی را حل می نماید، و دیگر با علامت سوال هایی در مدل کسب و کار خود مواجه نبودید می توانیم بگوییم Product/Market Fit اتفاق افتاده است و شما دیگر یک استارتاپ محسوب نمی شوید.
شاید شرکت یا کمپانی شما در ابتدای کار یک شرکت شکننده و نوپا باشد، اما به هر حال دیگر یک استارتاپ محسوب نمی شود.

یک استارتاپ چگونه می تواند پروسه ثبات را طی کند؟

برای اینکه بتوانید پروسه ثبات بیزینس مدل و یا بوم مدل کسب و کار خود را به درستی پیش ببرید، یکی از راه های پیشنهادی استفاده از تکنیک های توسعه مشتری یا Customer Development  میباشد.
در فاز توسعه مشتری یا customer development شما در گفت و گو با مشتریان و کاربران هدف خود، سعی می کنید برای سوالاتی که در طراحی بوم کسب و کارتان با آن مواجه شدید، پاسخ مناسب پیدا کنید و بهترین کسی که میتواند به این سوالات پاسخ دهد، مشتری ویا مخاطب هدف شما خواهد بود.

جایگاه استارتاپ شما کجاست؟

تا بدین جا اطلاعاتی در مورد تعریف و چیستی و چگونگی استارتاپ بدست آورده ایم، اما قبل از درک اینکه جایگاه دیجیتال مارکتینگ در استارتاپ ها چیست و یا اینکه ارتباط این دو با یکدیگر به چه شکل است، ارائه تعریف چرخه عمر محصول میتواند کمک به سزایی در درک بهتر این پروسه کند. در دنیای کسب و کار هر محصول یا خدمتی دارای یک طول عمر مشخصی است که آن را چرخه عمر محصول یا Product Life Cycle مینامند. استارتاپ ها هم خارج از این مقوله نیستند. بدین معنا که هر محصول بعد از مدتی که به اوج مصرف خود می رسد ممکن است کم کم از چرخه استفاده توسط مردم و مخاطبان خود خارج شود و در تعریف فنی در نمودار Product Life Cycle به سمت پایین حرکت کند و در همین نقطه است که باید آن استارتاپ و یا هر کسب و کاری بتواند با ارائه ورژن دیگر و یا محصول متفاوت چرخه عمر محصول یا خدمت خود را افزایش و یا چرخه عمر دیگری بوجود آورد.
همانطور که در شکل زیر نیز مشاهده میکنید استارتاپ ها در نقطه صفر چرخه حیاط محصول/سرویس وجود خواهند داشت.

آیا دیجیتال مارکتینگ می تواند به استارتاپ ها و یا کسب و کارها کمک کند یا خیر؟

پر واضح است وقتی با یک کسب و کاری مواجه هستیم که به ثبات رسیده است، این کسب و کار برای فعالیت های مختلف از جمله برندسازی و یا ارائه ویژگی های جدید محصول و یا معرفی بهتر خود به مشتریان نیاز به استفاده از تکنیک ها و ابزارها و شیوه های مختلف دیجیتال مارکتینگ می باشد.
اما استارتاپ ها چطور؟ با توجه به نمودار چرخه عمر و یا حیاط محصول، استارتاپ ها در دونقطه قادر خواهند بود که از دیجیتال مارکتینگ به بهترین شکل استفاده کنند.همانطور که در بالا اشاره کردیم در شروع هر کسب و کاری استارتاپ ها نیازمند تست های اولیه میباشند، اما بعضا برای همین تست ها استارتاپ ها نیازمند دیده شدن و دردسترس قرار دادن MVP خود برای مخاطبین میباشند. مخصوصا اگر محدوده فعالیت استارتاپ ها در حوزه فناوری باشد، فناوری هایی نظری موبایل و وب.
در این فاز دیجیتال مارکتینگ میتواند ابزار بسیار موثری در دست استارتاپ ها باشد جهت بهتر دیده شدن وتست های اولیه. اما این تنها نقطه ای نیست که استارتاپ ها میتوانند از دیجیتال مارکتینگ بهره مند شوند. فعالین استارتاپ ها میدانند که در طول پروسه تولید یک محصول و یا سرویس با چالش هایی نظیر Chasmمواجه خواهند شد.

Chasm یا شکاف که در نمودار طول عمر یک محصول هم به تصویر کشیده شده است فاصله ایست مابین کسانی که محصولات جدید را به سرعت امتحان میکنند و افرادی که در استفاده از یک محصول و یا سرویس جدید با شک و تردید مواجه هستند و نیازمند زمان بیشتری برای تصمیم گیری جهت انتخاب و استفاده از محصول و سرویس می باشند. از اینرو یک وضعیت و شرایط دیگری که میتوان گفت دیجیتال مارکتینگ میتواند به استارتاپ ها کمک نماید همین وضعیت عبور از Chasm می باشد. در واقع استارتاپ ها با راه اندازی کمپین های گوناگون قادر خواهند بود تا با سرعت بیشتری از این شکاف عبور کرده و محصول خود را به دست جمعیت و افراد بیشتری برسانند.

و باز فراموش نکنید، همیشه اهداف کمپین های دیجیتال فروش یک محصول نمیباشد.

اگر علاقه مند هستید بیشتر راجع به کسب و کار های نوپا مطالعه نمایید می توانید از دوره آموزشی تبدیل ایده فناور به کسب و کار  استفاده نمایید.

Share This

با ما در ارتباط باشید